گل عیناد ائتمه؛

گل عیناد ائتمه اثر به یاد ماندنی بهرام نصیب اف می باشد که بیانگر شرح حال  عاشقی است  که معشوق خود را رنجانده و معشوقش وی را ترک کرده. بهرام نصیب اف در این ترانه که علاوه بر شعرش، آهنگسازیش را نیز انجام داده است به زیبایی احساسات عاشقانه و طلب بخشش عاشق از معشوق خویش  را به شنونده منتقل می کند . گل عیناد ائتمه جدا از شعر زیبایش، موسیقی سحرانگیزی نیز دارد که شنونده با یک بار گوش دادنش مجذوبش می شود .

این آهنگ نیز مثل بسیاری از آثار بهرام نصیب اف سالیان سال به عنوان ترانه مردمی (خالق ماهنیسی) شناخته می شد تا اینکه با استقلال جمهوری آزربایجان آثارش به نام وی ثبت گردید.

بهرام نصیب اوف متولد سال 1924 در روستای رفدینلی از توابع شهرستان فیضولی می باشد. وی مابین سالهای 1962 تا 67 در شعبه کمدی موزیکال انیستیتو ملی هنرهای زیبای آزربایجان زیر نظر سولطان حاجی بیف به تحصیل پرداخت. در همین سالها برای اولین بار به نوشتن ترانه پرداخت. قاراباغ یکی از اولین ترانه های وی بود که تا مدت ها بر سر زبانها بود. بعدها وی با سرودن ترانه های "سن ده همدم ، من ده همدم" ، "وار گولوشونده" ، "شهناز" و تصنیف های "دئین هاردادیر" ، "سنی غملی گورنده" ، "گئجه لر" ، "بخته ور گلین" ، "آی گئجیکن محبتیم" ، "قوربان اولوم" ، "سن گولنده" ، "آی قیز" ، "خاطیره سن" ، "گل عیناد ائتمه" به شهرت رسید. ترانه های وی را خوانندگان مشهوری مانند توکزبان ایسماعیل اوا، عاریف بابایف، سولیمان عبدالله یف، تیمور مصطفایف، ائلمیرا رحیم اوا، اسلام ریضایف، نزاکت ممد اوا، ممدباقیر باقیرزاده ایفا کرده اند.

نصیب اف علاوه بر ترانه سرایی و آهنگسازی در نواختن تار و گیتار نیز چیره دست بود. وی در سال 1993 همزمان با پنجمین روز اشغال فیضولی به دست ارمنستان دچار خونریزی مغزی شد و بعد از پنج سال بستری شدن در بیمارستان در سال 1998 جان به جان آفرین تسلیم کرد.

مجموع آثار و ترانه های نصیب اف 382 اثر می باشد که بسیاری از آنها هنوز هم توسط خوانندگان اجرا می شوند. رحیم شهریاری خواننده محبوب آزربایجان نیز آهنگ گل عیناد ائتمه را اجرا کرده است، گل عیناد ائتمه با صدای رحیم شهریاری و ایسلام ریضایف به طور جداگانه برای داونلود قرار داده شده است.

     

گل عیناد ائتمه بویله، سئویملی دیلبریم 

یوللارینی گوزله ییر اینتیظار گوزلریم 

گل ، گل ، قادان ، بلان من آلیم یار

سنسیز گولمز، عشقیم آمالیم یار

گل یادا سالما دلبر، ائی وفادار

اولوپ کئچنلری هر نه دیر

قلبینه دئیمیشم یار، بیلیرم یار

بیلیرم هر گوناه منده دیر

قلبیم ، گوزوم یئنه سنده دیر

عشقیم، قلبیم یار، یئنه سنده دیر

لایلاسینی دینله  یه ک سولارین سئوگیلیم

سئیرینه بیر گل چیخاق باهارین سئوگیلیم

گل ، گل ، قادان ، بلان من آلیم یار

سنسیز گولمز، عشقیم آمالیم یار

گل یادا سالما دلبر، ائی وفادار

اولوپ کئچنلری هر نه دیر

قلبینه دئیمیشم یار، بیلیرم یار

بیلیرم هر گوناه منده دیر

قلبیم، گوزوم یئنه سنده دیر

قلبیم ، عشقیم یار، یئنه سنده دیر


لینک داونلود                              لینک داونلود
خواننده : ایسلام ریضایف            خواننده : رحیم شهریاری

                 

صمد بهرنگی؛

« قارچ زاده نشدم بی پدر و مادر، اما مثل قارچ نمو کردم، ولی نه مثل قارچ زود از پا در آمدم. هر جا نمی بود به خود کشیدم، کسی نشد مرا آبیاری کند. من نمو کردم... مثل درخت سنجد کج و معوج و قانع به آب کم، و شدم معلم روستاهای آزربایجان. پدرم می گوید: اگر ایران را میان ایرانیان تقسیم کنید از همین بیشتر نصیب تو نمی شود»

صمد بهرنگی دردوم تیرماه ۱۳١٨ در محله چرنداب در جنوب بافت قدیمی تبریز در خانواده ای تهیدست چشم به جهان گشود. پدر او عزت و مادرش سارا نام داشتند .صمد داراي دو برادر و سه خواهر بود .پدرش کارگری فصلی بود که اغلب به شغل زهتابی(آنکه شغلش تابیدن زه و تهیه کردن رشته تافته از روده گوسفند و حیوانات دیگر باشد) زندگی را میگذراند وخرجش همواره بر دخلش تصرف داشت. بعضی اوقات نیز مشک آب به دوش می گرفت و در ایستگاه «وازان» به روس ها و عثمانی ها آب می فروخت. بالاخره فشار زندگی وادارش ساخت تا با فوج بیکارانی که راهی قفقاز و باکو بودند. عازم قفقاز شود. رفت و دیگر باز نگشت.
صمد بهرنگی پس از تحصیلات ابتدایی و دبیرستان در مهر ۱۳۳۴ به دانشسرای مقدماتی پسران تبریز رفت که در خرداد ۱۳۳۶ از آنجا فارغ‌التحصیل شد. از مهر همان سال و در حالیکه تنها هجده سال سن داشت آموزگار شد و تا پایان عمرکوتاهش، در آذرشهر، ماماغان، قندجهان، گوگان، و آخیرجان در استان آزربایجان  شرقی که آن زمان روستا بودند تدریس کرد.

 

جهت مشاهده کامل متن روی ادامه مطلب کلیک کنید....
ادامه نوشته

افتخارات و مشاهیر آذربایجان؛(نگین صدق گویا)

http://www.iranact.com/cinema/images/artist%5CNegin_SedghGooya.jpg

نگین صدق‌گویا زاده اسفند ۱۳۴۹ در تهران است. وی بازیگر ایرانی است.

وی دارای مدرک کارشناسی علوم اقتصادی گرایش نظری از دانشگاه الزهرا (فرح پهلوی

سابق) است. بازیگری را در سال 1372 با فیلم تیک تاک آغاز کرد.

لازم بذکر است خانم نگین صدق گویا و شیرین صدق گویا دو خواهر مرندی پر افتخار سینمای

ایران هستند.

افتخارات و مشاهیر آذربایجان؛(شیرین بینا)

شیرین بینا

شيرين صدق گويا  بانام اصلی شیرین بینامتولد سال 1343 در شهرستان مرند می باشند.دوران ابتدايي را به واسطه ي ضرورت شغلي پدرش كه قاضي دادگستري بود در شهرهاي مختلف آذربايجان شرقي گذراند. او ديپلم را در تهران دريافت كرد و تحصيلات خود را در رشته علوم تربيتي به پايان برد و مدتي نيز با روش تئاتر درماني به فعاليت در مهدكودك پرداخت ،لازم به ذکر است نگین صدق گویا خواهر ایشان می باشند خانم بینادر سال 1372 با شركت در فيلم «تيك تاك» فعاليت خود را شروع كرد و به ايفاي نقش در سينما و تلويزيون پرداخت. او علاوه بر بازي در سريال هاي «مسافري از هند»، «كارآگاه علوي»، «در پي فاخته»، «گوهر كمال»، «دفاع مقدس»، «كودكي يك نويسنده»، «گروه ويژه»، «حضرت مريم»، «در آسمان آبي» و «خشم و قضاوت» در فيلم كوتاه «دستي از آسمان» و تله فيلم «مجهول» نيز حضور داشته است.

افتخارات و مشاهیر؛(جلیل فرجاد)


جلیل فرجاد


بازیگر، کارگرداناقای جلیل فرجاد بازیگر متین وشهیر مرندی که درسال ۱۳۳۰ در شهر تاریخی مرند  متولد شده اند.
تحصيلات: کارشناسی نمایش با گرایش کارگردانی بازیگری از دانشکده هنرهای دراماتیک؛ 1359، کارشناسی ارشد کارگردانی از دانشکده هنر و معماری دانشگاه آزاد؛ سال 1380
نمايش‌ها:
بازي در نمايش "مخمصه" نوشته و کارگرداني"فرهاد مجد آبادي"تهران،تالار 25 شهريور،1361
تهيه کننده فيلمنامه "شب مکافات"؛ 1364
بازی در نمایش "دو محجوب" به کارگردانی "لقمان نظیری"؛ تهران، اداره تئاتر، خانه نمایش؛ 1368
بازی در نمایش "کبوتر با کبوتر باز با باز" به کارگردانی "حسین عاطفی"؛ تهران، اداره تئاتر، خانه نمایش؛ 1368
کارگردانی و بازی در نمایش "نوکر حقه‌باز" نوشته "عبادا... کریمی"؛ تهران، تئاتر نصر، تالار غدیر؛ 1370
نگارش فیلمنامه "سناریو گيسو"؛ 1371
بازی در نمایش "آنشب که تورو زندانی بود" به کارگردانی "مجید جعفری"؛ تهران، تئاترشهر، تالار اصلی؛ 1371
بازی در نمایش "حلاج و سلاطین" نوشته و کارگردانی "دکتر نصر(؟)"؛ تهران، تئاترشهر، تالار اصلی؛ 72-1371
بازی در نمایش "بیا تا گل برافشانیم" نوشته و کارگردانی "مجید جعفری"؛ تهران، تئاترشهر، تالار اصلی؛ 1374
کارگرداني نمايش"حق با کيست" نوشته"کريگوري"؛ تهران، خانه نمايش؛ 1381
بازي در نمايش"کمپرک جادو" به کارگرداني"تاجبخش فنائيان"؛ تهران، تالار(؟)؛ 1380
بازي در نمايش"اذان صبح" به کارگرداني"محمود فرهنگ"؛ تهران، تالار(؟)؛ 1384
بازي در نمايش"سمفوني بيداري" به کارگرداني"حسين فرخي"؛ تهران، تالار وحدت؛ 1387

افسانه های آذربایجانی

افسانه بوزقورد و مان قورد

جهت مشاهده کامل متون
به ادامه مطلب مراجعه کنید..............
ادامه نوشته

ستارخان سردار ملی و باقرخان سالار ملی

ستارخان سردار ملی و باقرخان سالار ملی

جهت دیدن مطالب کامل به ادامه مطلب مراجعه فرمائید...........

ادامه نوشته

پروفسور محسن هشترودی

پروفسور محسن هشترودي


محسن هشترودي فرزند شيخ اسماعيل هشترودي در دي ماه 1286 شمسي در تبريز متولد شد و پس از تحصيلات مقدماتي در زادگاهش به تهران آمد و مدارس اقدسيه و دارالفنون را به پايان رسانيد.

محسن هشترودي در رشته پزشکي به تحصيل پرداخت ولي وقتي به اروپا رفت رشته رياضي را انتخاب کرد و از دانشگاه سوربن درجه دکتراي دولتي گرفت.

محسن هشترودي پس از مراجعت به ايران به تدريس پرداخت. بدواً رئيس فرهنگ تهران و سپس رئيس دانشگاه تبريز شد و مدتي رئيس دانشکده علوم بود و هزاران شاگرد تربيت کرده است.

دکتر هشترودي در خيلي از مجامع علمي جهان عضويت يافت و به سخنراني هاي علمي پرداخت و به تدريج از مفاخر علمي معاصر ايراي شد.

پروفسور هشترودي با وجود داشتن همسر و خانواده خوب به علت فوت يک دخترش در جواني دچار ناراحتي فراوان گرديد و اشعاري هم در اين زمينه سروده است.

دکتر هشترودي در مدت 69 سال زندگي پر بارش آثار پر ارزشي از خود به يادگار نهاده و درگذشت او در سال ر1355 يک ضايعه بزرگ براي جامعه دانشگاهي ايران و مجامع علمي تلقي شد.

 http://www.tafrihi.com/zandeginame/9.htm

افسانه سارای

شرف ؛ پاکدامني و آزادگي مهمترين عناصر شخصيتي يک دختر ترک آذربايجاني را تشکيل مي دهند. اين پاکدامني و آزادگي نمودهاي بسيار زيبايي در فولکلور و فرهنگ آذربايجان داشته است .  يکي از اوج هاي بروز شرافت را مي توان داستان «ساراي» ناميد.

جهت خواندن افسانه سارای(ساری تل) به ادامه مطلب مراجعه کنید.....

ادامه نوشته

لغات ترکی به فارسی(پزشکی)

لغات زیبا و کاربردی روزمره آذربایجانی ها در امورشان

پیشنهاد می کنیم اگر آذری هستید حتما بخونید.......


جهت دیدن لغات به ادامه مطلب مراجعه نمائید............

ادامه نوشته

استاد محمد حسین بهجت تبریزی(شهریار)

9bec97c9c63836e866abb37e968550e3.jpg (300×363)

بیوگرافی کامل استاد شهریار در ادامه مطلب...........

ادامه نوشته

یوسف ثبوتی

یوسف ثبوتی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد.

 یوسف ثبوتی (۱۳۱۱ زنجان-)، فیزیکدان سرشناس ایرانی و مؤسس مرکز تحصیلات تکمیلی علوم پایه زنجان است.

زندگی

در ۱ شهریور ۱۳۱۱ (۲۳ اوت ۱۹۳۲) در زنجان متولد شد. سپس دیپلم متوسطه را در سال ۱۳۲۹ در زنجان کسب کرد.

  تحصیلات

کارشناسی فیزیک را از دانشگاه تهران در ۱۳۳۲ اخذ کرد. مدرک کارشناسی ارشد فیزیک را در ۱۳۳۹ از دانشگاه تورنتو کانادا و دکتری تخصصی (PhD) نجوم و اختر فیزیک را در سال ۱۳۴۲ از دانشگاه شیکاگو آمریکا گرفت.

 

فعالیت ها:

  1- علمی

·  استادیار بخش ریاضی، دانشگاه نیوکاسل، انگلستان، ۴۳-۱۳۴۲

-  دانشیار بخش فیزیک، دانشگاه شیراز، ۵۰-۱۳۴۳

·    دانشیار مدعو بخش نجوم، دانشگاه پنسیلوانیا، امریکا، ۴۸-۱۳۴۷

·   استاد فیزیک، دانشگاه شیراز، -۱۳۵۰

·  محقق ارشد انستیتوی نجوم و اختر فیزیک، دانشگاه آمستردام، هلند، ۵۴-۱۳۵۳

·   محقق مدعو مرکز نجوم و اختر فیزیک، دانشگاه شیکاگو، امریکا، ۶۴-۱۳۶۳

·  استاد مدعو بخش فیزیک، دانشگاه نورث ایسترن، بوستون، امریکا، ۷۱-۱۳۷۰

·  عضو وابسته مرکز بین‌المللی فیزیک نظری (تریست ایتالیا)، ۷۲

2- اجرایی

·  مؤسس و رئیس مرکز تحصیلات تکمیلی در علوم پایهزنجان، تا کنون- ۱۳۷۰

·  رئیس بخش فیزیک دانشگاه شیراز، ۶۰-۱۳۵۸ و ۵۳-۱۳۵۰

· مؤسس و رئیس رصدخانه ابوریحان بیرونی، دانشگاه شیراز، ۶۵-۱۳۵۲

· عضو هیئت مؤسس و رئیس انجمن فیزیک ایران، ۷۸-۱۳۷۵ و ۶۷-۱۳۶۵

· عضو هیئت مؤسس و رئیس انجمن نجوم ایران[۱]، ۱۳۸۱-۱۳۷۵

·  عضویت شورای همکاریهای علمی و بین‌المللی وزارت فرهنگ و آموزش عالی، ۱۳۷۶تا کنون

· عضو شورای دانشگاه شیراز، ۵۷-۱۳۵۵

 

3- فرهنگی و اجتماعی

·  عضو هیئت مؤسس و هیئت مدیره انجمن فیزیک ایران، ۵۴-۱۳۵۰ و ۷۰-۱۳۶۲

·  عضو جامعه منجمین امریکا، تا کنون- ۱۳۴۷

·  عضو انجمن بین‌المللی نجوم، تا کنون- ۱۳۴۸

· عضو هیئت مشاوران مجله علوم و تکنولوژی ایران، ۵۴-۱۳۵۰

·  عضو هیئت تحریریه مجله علوم و تکنولوژی ایران، تا کنون- ۱۳۶۲

·   عضو هیئت مشاوران مجله فیزیک ایران، تا کنون-۱۳۶۵

·   عضو آکادمی علوم جهان سوم، تا کنون- ۱۳۶۶

·   عضو فرهنگستان علوم جمهوری اسلامی ایران، تا کنون- ۱۳۶۸

·   عضو شورای علمی مرکز بین‌المللی فیزیک نظری (تریست ایتالیا) منصوب از طرف یونسکوو آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، ۱۳۷۴-۱۳۶۸

·  عضو شورای عالی کتابخانه منطقه‌ای علوم و تکنولوژی شیراز، ۷۷-۱۳۷۰

·  پیشنهاد دهنده و پیگیر برنامه کارشناسی ارشد فیزیک (۱۳۴۶) و برنامه دکتری فیزیک (۱۳۶۵) در دانشگاه شیراز

 

4- افتخارات

·   مدال پژوهشی- وزارت علوم، ۱۳۵۷

·  عضویت آکادمی علوم جهان سوم، تا کنون- ۱۳۶۶

· عضویت فرهنگستان علوم جمهوری اسلامی ایران، تا کنون- ۱۳۶۸

· جایزه کتاب سال- ریاست جمهوری اسلامی ایران، ۱۳۷۴

·  Medal Lecture, in Physical Sciences, The Third World Academy of SciencesTWAS,۲۰۰۰

·  جایزه خوارزمی، ۱۳۷۹

· چهره ماندگار، ۱۳۸۰

·  تجلیل انجمن فیزیک ایران و نام‌گذاری کنفرانس فیزیک سالانه ۱۳۸۱ بنام کنفرانس ثبوتی،

  منابع

·                     http://www.iasbs.ac.ir/faculty/sobouti/sobbib.htm

·                     http://zanjananjoman.com/doctor-sobouti.htm

همام تبریزی

همام تبریزی

محمد پسر فریدون همام تبریزی (زاده 636 هجری تبریز - درگذشته صفر 714) شاعر‌ سده هشتم هجری در ایران است. او در غزل از خود توانائی بسیار نشان داده است.

همام شدیدا دوستدار سعدی شیرازی بوده و با او مکاتبه داشته و بنا بر برخی یادداشت ها، هنگامی که سعدی به آذربایجان سفر کرده، با همام نیز دیدار داشته. شماری از غزلیات او بر مبنای غزل‌هائی از سعدی، بر همان وزن و قافیه و ردیف ساخته شده‌اند.

  همام و زبان آذری

همام تبریزی به زبان بومی آن‌زمان تبریز و آذربایجان یعنی زبان آذری نیز اشعار و ابیاتی دارد از جمله:

·                     ملمعی از «همام تبریزی» به فارسی و آذری:

(فقیه، ص ۱۹۶؛ انصاف‌پور، ص ۷۱ و ۷۲)

بدیذم چشم مستت رفتم اژ دست

 

کوام و آذر دلی کویا بتی مست

دل‌ام خود رفت و می‌دانم که روژی

 

به مهرت هم بشی خوش کیانم اژ دست

به آب زندگی ای خوش عبارت

 

لوانت لاود جمن دیل و کیان بست

دمی بر عاشق خود مهربان شو

 

کزی سر مهرورزی کست و نی کست

به عشق‌ات گر همام از جان برآیذ

 

مواژش کان بوان بمرت وارست

کرم خا و ابری بشم بوینی

 

به بویت خته بام ژاهنام سرمست

 ·                     غزلی از «همام تبریزی» با این مطلع:

خیالی بود و خوابی وصل یاران

 

شب مهتاب و فصل نوبهاران

که بیت مقطع آن به زبان آذری است:

(کارنگ، ص ۱۳).

وهار و ول و دیم یار خوش بی

 

اوی یاران مَه ول بی مَه وهاران

  منابع

درباره همام و زبان آذری از زبان ایرانی آذری [1]

میرزا حسن رشدیه

حسن رشدیه

حسن رشدیه بنیان گذار آموزش نوین در ایران و شاگردانش میرزا حسن تبریزی مشهور به رشدیهاز پیشقدمان نهضت فرهنگی ایران در سده قبل بود. وی از نخستین موسسان مدارس جدید در تبریز و تهران بود،‌ او را پدر فرهنگ جدید ایران نامیده‌اند.

حاجی میرزا حسن رشدیه با توصیه و مشورت پدرش که از روحانیان بود تصمیم گرفت که به جای رفتن به نجف و خواندن درس طلبگی روانه استانبول و مصر و بیروت گردد و آموزگاری نوین را یاد بگیرد. او به بیروت رفت و در آن جا سبک نوین آموزش الفبا و دروس جدید مانند حساب و هندسه و تاریخ و جغرافیا را آموخت. سپس در تفلیس مشغول به کار شد.

هنگام بازگشت ناصرالدین شاه از سفر فرنگ، رشدیه طرح‌های آموزشی خود را ارائه کرد و شاه او را مامور کرد که به ایران آمده و همین سبک را در شهرهای ایران راه اندازی کند اما سپس از این تصمیم پشیمان شد و راه اندازی مدارس جدید را به وقتی دیگر موکول کرد.

تاسیس مدارس جدید

مدرسه رشدیهحاجی میرزاحسن رشدیه در سال ۱۲۶۸ ه.ق به زادگاه خود تبریز بازگشت و در مسجدی در محلهششکلان تبریز مدرسه‌ای به شیوه جدید راه اندازی کرد که به دو زبان فارسی و ترکی آذربایجانیدر آن تدریس می‌‌شد. تخته سیاهی جلوی شاگردان آویخت و الفبای آسان شده را به سرعت به آنها آموخت، از کتاب‌های آسان حکایت‌ها را خواند و نظم و انضباطی را در میان شاگردان حاکم کرد. پس از چندی تابلوی مدرسه رشدیه را بر سر در مکتب خانه ششکلان تبریز، آویزان کرد.گروهی از روحانیون آن روز این شیوه نوین آموزشی را که با اصول قدیم آموزش متفاوت بود، برنتافتند و هر روز بر علیه وی شایعاتی درست می‌کردند. متحجران زنگ مدرسه وی را ناقوس کلیسا می‌نامیدند و اعلام می‌کردند که کسانی که فرزند خود را به مدرسه می‌فرستند کافرند. رشدیه برای آرام کردن اوضاع تصمیم گرفت دیگر از زنگ مدرسه برای صف بستن و... استفاده نکند و به‌جای آن یکی از دانش‌آموزان با صدای بلند شعر زیر را که سروده خود او بود می‌خواند:هر آنكه در پى علم و دانایی است بداند كه وقت صف آرایی استالبته این کار نیز فایده‌ای نداشت و پس از آن برخی طلاب تحریک شده به مدرسه رشدیه حمله کرده، تابلوی آن را پایین آورده و تخته سیاه آن را آتش زدند و میرزاحسن رشدیه را از مسجد ششکلان بیرون راندند.میرزاحسن رشدیه چندی بعد حیاط مسجد شیخ الاسلام در تبریز را بازسازی کرده و اتاق‌های آن را سامان داد تا به عنوان کلاس درس از آنها استفاده کند. دوباره مردم به این مدرسه جدید اقبال نیکویی نشان دادند و مدارس سنتی قدیم از رونق افتاد.ولی وی سرانجام تکفیر شد و فتوای انهدام مدارس جدید صادر شد. به دنبال آن عده‌ای به مدارس جدید حمله کردند که و شروع به تخریب اموال مدرسه کردند، دانش‌آموزان را زخمی کردند و حتی چند تن از دانش‌آموزان نیز در این واقعه کشته شدند. جالب اینجا بود که در هنگام تخریب یکی از این مدارس وی می‌خندید و می‌گفت: "اين جاهلان نمى دانند كه با اين اعمال نمى توانند جلو سيل بنياد كن علم رابگيرند. يقين دارم كه از هر آجر اين مدرسه، خود مدرسه ديگرى بنا خواهد شد. من آن روز را اگر زنده باشم، خواهم ديد"این بار دیگر اوضاع بر میرزاحسن چنان تنگ شد که وی از ایران به قفقاز رفت و در همانجا به آموزش پرداخت. وقتی که امین الدوله به والی‌گری آذربایجان منصوب شد رشدیه را به تبریز فراخواند و دوباره دبستانی در ششکلان تبریز برپا شد. در این دبستان جدید شاگردان مدت طولانی تری را در مدرسه می‌‌ماندند و علاوه بر پوشیدن لباس‌های یک شکل، ناهار نیز به آنها داده می‌‌شد.وقتی امین الدوله در سال ۱۲۷۶ به تهران آمد، میرزاحسن خان رشدیه نیز به پشتوانه او به تهران آمده و مدارسی را به نام مدارس رشدیه در تهران بنیانگذاری کرد.وی تالیفات متعدد دارد از جمله: بدایة‌التعلیم، نهایة‌التعلیم، وطن دیلی (به ترکی آذربایجانی)، تاریخ شفاهی،‌ شرعیات ابتدایی، جغرافیای شفاهی وغیره. در زمانی نیز که در تهران بود روزنامه طهرانرا انتشار می‌داد. وی در ۲۹ آذر ۱۳۲۳ در قم در سن ۹۷ سالگی درگذشت.  منابع·                     فرهنگ فارسی دکتر معین·                     ویکی‌پدیای انگلیسی·                     به بهانه صد و پنجاه و چهارمین سالروز تولد میرزا حسن رشديه بنيانگذار آموزش نوين

قطران تبریزی افتخار دیگری از دیار آذربایجان

قطران تبریزی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد.

 قطران تبریزی شاعر ایرانی سده پنجم هجری است. او زادهٔ آذربایجان و دهقان بود. پدرش از اهالی گیلان و زبان مادریش پهلوی بود با این همه به پارسی دری نیکو شعر می‌‌سرود. ناصرخسرو قبادیانی در سفرش با او دیدار کرده است. ناصرخسرومی گوید:" در تبریز، قظران نام شاعری را دیدم. شعری نیک می گفت، اما زبان فارسی نیکو نمی دانست."[۱]

وی اولین شاعر دری (در مقابل پهلوی) سرای در آذربایجان بود.

گر مرا در شعر گویان جهان رشک آمدی

 

من در شعر دری بر شاعران نگشادمی

ابومنصور قطران تبریزی شاعر معروف قرن پنجم هجری قمری معروفترین شاعر که بنام امام الشعرا و فخرالشعرا مشهور بود در محله یا روستای شادباد تبریز بدنیا آمد در ۲۵ سالگی به گنجه مسافرت کرد و مورد توجه ابوالحسن علی لشکری قرار گرفت. در دیوان قطران به سه واقعه مهم تاریخی اشاره شده است.۱- جذگ امیر و هودان با سپهبد موغان ۲- امدن غازان به آذربایجان ۳- دهشتناک تبریز در سال ۴۳۴ هجری قمریاز مورخان قطران ابونصر مملان ( محمد ) فضل بن شاوور ابوولف پادشاه نخجوان هستند. سبک اشعار قطران شبیه سبک اشعار فرخی و عنصری است. تاریخ وفات قطران در سال ۴۶۵ هجری قمری است و وی بعد از اسدی طوسی دومین شاعر بزرگی است که در مقبره الشعرای سرخاب مدفون است.وی به فارسی و ترکی آذری شعر می نوشت.

   منابع

·                     صفا، ذبیح‌الله. تاریخ ادبیات ایران (جلد اول). چاپ بیستم، ققنوس، ۱۳۸۱، ۲۳۷–۲۳۸. 

1.             هزار سال شعر فارسی. کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان. تهران 1365