آزادی را آزادلیق می کنیم!!!

TiraxtorFans.Com. من یکی از عاشقان تراختور هستم، من فرزند آذربایجان، قطره ای از ملت، عاشق حق، دوستدار عدالت، آری منم عاشق وطنم هستم، می نویسم با قلم شکسته خود، حال شاید عده ای از نوع نگارش من ناراحت شوند! چه کنم که من سواد فارسی ندارم، همه دوستان می دانند که از دوسوی بر ما تاخته اند می خواهند خجل و درمانده مان بکنند می خواهند هویت و تاریخ آذربایجان را لگد مال کنند.

زمانی که شاه عباس کبیر می خواست کشور گشایی کند دشمنان زیادی داشت از شرق و غرب و جنوب بیگانگان به سرزمینمان می تاختند شاه عباس کبیر برای مقابله و شکست متجاوزان در یک جبهه فعالیت می کرد و با سایرین به صلح قناعت می کرد  تا در زمان مقتضی بر آنان فائق آید زیرا او قزلباشان کمی داشت و به سایر قوای خود اعتماد زیادی  نداشت، اما دراین زمان، آذربایجان بیدارشده، می داند که چه میخواهد، هدفش چیست! غایتش کجاست! نگرانی به دل راه ندهیم ما بی شماریم!  بسیاری از همزبانان ما به خاطر مشقت زندگی و نبود امکانات به مناطق کویری کوچیدند، در این برهه از تاریخ، آذربایجانی جماعت در سرتاسر این فلات گسترده شده و همیشه مدافع و دوستدار آذربایجان است، در این حال بسیاری از  آذربایجانی های تهران بیدار و آگاه شدند و عشق خود به زبان و سرزمینشان را باحضور در استادیوم نشان می دهند البته منظور من از گفتن جریان شاه عباس کبیر این نیست که تنها آزادی را به تسخیر خود دربیاوریم بلکه چون بی شماریم، باید هردو قله ظفر را فتح و تسخیر کنیم! جوانان آماده ی حرکت به سوی آزادی باشند هر که درتوان دارد باید برود باید آزادی را آزادلیق کنیم!ا استادیوم سهند در قلب آذربایجان است و جایگاهش محفوظ.

ستارخان و ملت در زمان مشروطیت در تبریز در چند جبهه با متجاوزین می جنگیدند متجاوزان از تمام دروازه ای تبریز بر ملت می تاختند و ملت با تمام قدرت ایستادگی می کرد زیرا ملتمان هدف داشت! هدف آذربایجان در هردو برهه فتح و تسخیر آزادی بود و هست! هنگامی که قوای تهران می خواستند از باغمشه قاپیسی وارد تبریز شوند چاپارها را  برای خبر رسانی تجهیز کردند تا سریع به قوای  آزادی خواهان خبر دهند تا همگان با تمام قدرت از این دروازه محافظت کنند حال متاسفانه ما در قورق از میراث بزرگانمان، باغمشه قاپیسی در این زمان  ناموفق بودیم! حال که در این زمان چاپاری و تلگرافی نیست باید از قوای نوین بهره بجوییم و همدیگر را آگاه  سازیم  هرجا جمعی می بینیم از وطن بگوییم از سفر به تهران برای تسخیر آزادی بگوییم که هر دو جبهه باید توسط آذربایجان فتح شود در مورد تراختور حساسیت وجود دارد حال در مورد بلدیه هم مطمئنن حساسیت خاصی حکمفرماست عده ای می خواهند  جمعیت ترک تهران را انکار کنند پس تهران رافتح کنیم، عده ای هم می خواهند  برخورد ملت را با بلدیه  بررسی کنند تا بتوانند برای استحاله ی آذربایجان  برنامه ریزی کنند پس سهند را هم فتح کنیم به رسم جوانمردان!! حضور من و تو  در تهران، هویت را به جوان آذربایجانی خواهد داد! هنگامی که ملت نام  آذربایجان را یک صدا فریاد می زنند جوان به ظاهر فارس شده هم تمام تنش خواهد لرزید و به خویشتن خود باز خواهد گشت وطن را  عاشقانه لمس خواهد کرد  و او هم به جرگه عاشقان آزربایجان خواهد پیوست حضور من و تو در تهران نوعی  ندای آگاهی است پس آماده ی فتح باشید.

عریزان شعارهای خود را هدفمند کنیم. شعارهامان رنگ و بوی آذربایجان خواهد داشت باید بترسیم که همانند مشروطیت، عده ای بخواهند در لباس خودی، شعارها را از سرشت ذاتی خود دور نمایند. بدانیم که دغدغه اصلیمان باید آذربایجان و نماد آن تراکتور باشد! در تهران یادی از ستارخان هم بکنیم، به سراغ سردار برویم مطمئناً دل تنگ است!! اما از من و شما ناراحتی از بابت ماندن در غربت ندارد، زیرا آگاه است که با همت آذربایجان، سردار آزادی روزی دوباره به آغوش سرزمین مادریش باز خواهد گشت! پس همه باهم پیش به سوی آزادی و سهند.

به قلم: ارسلان بئی